کنگره 60 خمین

 

 

آدرس جدید وبلاگ خمین

KHOMEINC60.MIHANBLOG.COM
برای دیدن از وبلاگ  به آدرس جدید مراجعه کنید.

 

کنگره 60 شعبه خمین

پیشگیری؛مهار؛درمان اعتیادبا روش درمانی(dst)تدریجی

درمان اعتیاد به هرنوع ماده مخدر به صورت رایگان

آدرس: شهرستان خمین؛ چهاراه آیت الله سعیدی ,

طبقه دوم (بالای کبابی روشن)

روزهای :یکشنبه،سه شنبه،پنج شنبه

ساعت 17 الی 20

شماره تماس :

   

وادی هشتم و تاثیر ان روی من

وادی هشتم و تاثیر ان روی من

جلسه  یازدهم از دور پانزدهم جلسات اموزشی و خصوصی کنگره 60 خمین ویژه مسافران با استادی مسافر احسان و نگهبانی مسافر منصور و دبیری مسافر مسعود با دستور وادی هشتم و تاثیر ان روی من راس ساعت 17 اعاز بکار نمود

خلاصه سخنان استاد

برداشت از وادی 8:با حرکت راه نمایان می شود

در قسمت های آغازین و پایانی این وادی اشاره به" پیمان" شده است؛این به نظر من نشانگر این است که مهمترین مسئله در مسیر زندگی عمل کردن به همین پیمان است تا پله پله به تکامل رسیم .با حرکت است که راه نمایان می شود اما کدام راه؟همه ی ما راهی را می رویم که روزی پیمانش را بسته ایم منتهی پیمان بارها و بارها نقض شده و راه بی راهه گشته،ارزش ،ضد ارزش شده و انسان کناهکار تر و مسیر حرکت گم ترو پیدا کردن دوباره ی همان مسیر کاری سخت تر.

همواره باید فرمان بردار بود باید فرامین قدرت مطلق را اجرا نمود؛انسان بر حسب داشتن قدرت اختیار کامل هم می تواند راه فسق و فجورو کینه... و هم راه تقوا و ارزش و محبت... را بپیماید،او بر اثر نقض فرمان به زمین هدایت شدتا عملاً اثبات نماید که چه قدر حاضر است از اشتباه خود برگردد و به مسیر ارزش آیدو باید مشخص شود که کدامیک در عمل و حرکت بر پیمان خود استوارتر هستیم.راه همان هست که زمانی از آن خارج گشته ایم باید ذره ذره و قدم به قدم وبرزن به برزن وگاه حتی شهر به شهر پیش رفت تا مسیر آشنا تر گردد.

در قسمتی از وادی آمده که درک ،آموزش و آگاهی در نقطه یا شما باقی می ماند این مرا به یاد این پیام می اندازد که "آن گاه که هر یادی جز خداوند در تو جاری شود همه یآن چه که از یاد برده ای به یاد خواهی اورد با عشق و محبتی محکم تر از هر نوع که باشد."

گاه پیمودن مسیر بسیار سخت است ؛مسیری که هزاران فراز و نشیب در دل آن است هنگامی که  حرکت می کنیم و اولین قدم را برمی داریم ذره ذره مسیر آشنا می شود و مناظر و مکان هایی را می بینیم که مطمئنیم جایی دیده ایم،افرادی در مسیرمان قرار می گیرند که آشنایند،گاه ما در پی چیز دیگری هستیم وقتی پیش می رویم می بینیم این آن چیزی نبوده که دنبالش بوده ایم و تازه یادمان می آید برای چه امده ایم و راه کدام است و معنا چیست؟مهم ترین مقوله در یافتن راه دوری از عمل ضد ارزش است  به بیان بهتر می توان گفت هرجا که از ارزش و در اصل خودمان (خود ما ارزش هستیم) دور شدیم این یعنی دوری از مسیر حرکت و پیمان است.برای همین است که در مقوله ی بازپرداخت بدهی اولین و مهمترین جبران باید نسبت به خودمان  باشد.و این جبران تخریب باید با تغییر در اندیشه و جهان بینی ما صورت گیرد تا تغییر در گفتار و کردار ما نیز صورت گیرد . و این تعادل و آموزش و خدمت سالم مرا در مسیر نگه می دارد و به نقطه ی قبلی همان جا که از آن انشعاب یافته ایم می رساند منتهی این عمل عظیم مستلزم حرکت می باشد چرا که با حرکت است که راه نمایان می شودو راه چیزی جز رفتن ِ مسیر پیش روی ما نیست و رفتن همین مسیر ما را برای عملی ساختن پیمان آماده می سازد حتی اگر خطا کنیم، برای عبور از مراحل مختلف و برای رهایی بایددل به خطر زد،دور ماندن از آتش و نسوختن هنر نیست باید آموخت چگونه آتش را مهار و از گرمای آن استفاده کرد،باید آموخت و خدمت کرد  چرا که همین راه و بی راه رفتن ها مرا تعالی می بخشد و به من می آموزد چگونه پله ام را عوض کنم و به پله بعدی بروم.

تو پای در راه بنـــه و هیچ مگوی

خود را ه بگویدت که چون باید رفت

 

وادی پنجم م و تاثیر ان روی من

جلسه اول از دور پانزدهم جلسات اموزشی خصوصی کنگره60 خمین با استادی مسافر:روح الله و نگهبانی مسافر:منصور و دبیری مسافر:مسعود با دستور جلسه وادی پنجم و تاثیر ان روی من راس ساعت 17 اغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد

خداوند را شاکرم که فرصتی پیدا کردم که در این جایگاه خدمت کنم

در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست ، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید.

وادی‌ها مبانی آموزشی کنگره 60 هستند. در چهار وادی اول ازنظر ذهنی آماده می‌شویم اما این آمادگی ذهنی اگر بدون عمل و حرکت نباشد بی‌فایده هستند. به قول سعدی عالم بی‌عمل به زنبور بی عسل می‌ماند.

وادی پنجم می‌گوید که بایستی حرکت کنی و تا حرکت نکنی، اتفاقی نخواهد افتاد. فکر و تفکر، به‌تنهایی حلال مشکلات نیست، برای رسیدن به نتیجه و حل مشکلات و یا درمان اعتیاد، باید حرکت نماییم.

در این وادی می‌گوید تا زمانی که حرکت نکنیم هیچ تغییر و تحولی در وجود ما به وجود نخواهد آمد و همین حرکت سبب می‌شود تصاویر ذهنی درونی تبدیل به تصاویر واقعی بیرونی می‌شود. و از قوه به فعل درآیند.

در وادی پنجم، ما حرکتمان را آغاز می‌نماییم. اما باید بدانیم که این حرکت بایستی درست و اصولی باشد تا به بیراهه نرویم. برای این منظور در این وادی هشت کلید وجود دارد.
 

برگشت از ضد ارزش‌ها


بزرگ‌ترین ضد ارزش ما مصرف مواد مخدر است (که در کنار آن ضد ارزش‌های دیگر هم به وجودمی آید.) بایستی تحت هر شرایطی از ضد ارزش‌هایی که قبلاً انجام می‌دادیم بازگشت کنیم، و به‌نوعی توبه کنیم.
 

خودداری

یعنی در اختیار داشتن خود و انسان خوددار، کسی است که اختیار خودش را در دست دارد، به‌عنوان‌مثال: اگر جایی امکان لغزش در آن است به آن مکان نرود، حتی اگر تردید دارد بهتر است خودداری کرد.
 

قناعت
 

بایستی در طول دوره درمان اعتیاد خود، به آنچه داریم قانع باشیم و قدر داشته‌های خود را بدانیم.
به‌عنوان‌مثال به همان مقدار دارویی که راهنما مشخص کرده قناعت کنیم و از همان بهترین استفاده را ببریم. همین‌طور در مورد سایر مسائل زندگی قرار نیست که بلافاصله با شروع درمان، تمامی مشکلات ما حل شود بلکه با قناعت و استفاده درست، شکرگزار نعمت‌هایی که در اختیارداریم باشیم؛ و در ادامه، تلاش و کوشش فراوان، می‌توانیم پایه‌های مالی زندگی خود را مستحکم نماییم.

 

صبر

یکی از مفاهیم مهم و کاربردی در کنگره 60 است. صبر یعنی در نظر گرفتن زمان برای انجام هر کاری همراه با سعی و تلاش حساب‌شده.
درمان اعتیاد 10 تا 11 ماه زمان می‌خواهد خروج از تاریکی مستلزم صبر، تلاش و گذشت زمان است. برای درمان اعتیاد، ما نیازمند آموختن و بکار گیری مفهوم صبر در زندگی خود هستیم. چراکه در غیر این صورت، یعنی بدون در نظر گرفتن صبر هرگز به درمان اعتیاد نمی‌رسیم.

 

غیبت، تجسس، قضاوت


ره‌جو بایستی از غیبت کردن پرهیز کند، از تجسس کردن در امور دیگر ره‌جویان خودداری کند، چراکه تجسس ممکن است باعث قیاس شود و نهایتاً به قضاوت نابجا می‌رسد که تخریب ایجاد می‌کند.
 

وکیل

هم‌خانواده توکل است، بایستی همواره در مسیر زندگی به خداوند توکل کنیم تا ما را دررسیدن به هدفم یاری کند. در مسیر درمان اعتیاد پس از توکل به خداوند، بایستی فرد دیگری (راهنما) را وکیل خود قرار داده و فرمان‌بردار اوباشیم تا به سرمنزل مقصود برسیم.
 

رضا
بعضی‌ها دائماً در حال گله و شکایت هستند. از خود، خانواده، کار، جامعه، زندگی، هستی و حتی خداوند. انسانی که چنین روحیه‌ای داشته باشد، لذتی از زندگی و کارهایی که انجام می‌دهد نمی‌برد. برای چنین افرادی با چنین تفکراتی، زندگی یکسره تلخ و جهنم است.
رضایتمندی و راضی بودن، یکی از صفات زیبایی است که ممکن است یک انسان داشته باشد.
در کنگره 60 یک ره‌جو می‌بایست با برخورد با مشکلات سفر خویش، رضایت توأمان با توکل به خدا داشته باشد. رضا به محبت بستگی دارد. اگر محبت حاصل شد، رضایت هم حاصل می‌آید و در این مرحله شاید بتوان گفت، محبت بین یک ره‌جو و راهنمای خویش یقیناً رضایت به دست می‌آورد و بدون هیچ‌گونه اما و چرایی فرمان‌بردار فرمان راهنمایش در طول سفر می‌گردد که درنهایت به درمان خواهد رسید.

 

تسلیم


مقام تسلیم در درجه بالاتر از رضا قرار دارد؛ زیرا تسلیم عبارت است از ترک کردن خواسته‌ها و سپردن همه امور به خدا، بدون آنکه به آن‌ها وابستگی داشته باشد که بسیار سخت و دشوار است ولی وقتی کسی بتواند وارد این مرحله بشود، به آرامش می‌رسد. در کنگره 60 تسلیم بدون چون‌وچرای آموزش‌های راهنما شدن، مسیری را در سفرت برای پشت سر گذاشتن سختی‌های بیماری اعتیاد و رسیدن به درمان و تعادل ایجاد خواهد نمود.

 

نگارنده مسافر منصور

وادی پنجم م و تاثیر ان روی من

 

جلسه سیزدهم از دور چهاردهم جلسات آموزشی و خصوصی کنگره 60 خمین ویژه مسافران با استادی:            و نگهبانی مسافر:محمد و ندبیریمسافر:علی با دستور جلسه وادی پنجم م و تاثیر ان روی من راس ساعت 17 اغاز بکار نمود

 

خلاصه سخنان استاد

 

 

در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید.

وادی پنجم یک قانون است و در تمامی زندگی ما حکم فرماست.

این وادی به ما می‌گوید:

برای رسیدن به درمان بایستی حرکت کنیم و تفکر به‌تنهایی کاری از پیش نمی‌برد و باید وارد عمل شد.

ما تا اینجا چهار وادی را پشت سر گذاشته‌ایم که در طی این چهار وادی فراگرفته‌ایم که چگونه بایستی تفکر کنیم، چگونه احساس بیهودگی و پوچی را با حرکت درستمان از بین ببریم، برای رسیدن به درمان در درجه اول روی توانایی خودمان حساب کنیم و همچنین مسئولیت زندگی‌مان را خودمان به عهده بگیریم.

درواقع وادی اول تا چهارم خط فکری ما را برای یک حرکت درست و حساب‌شده آماده می‌کند و در این وادی یعنی وادی پنجم فرمان حرکت صادر می‌شود.

در اینجا می‌خواهیم حرکتی را آغاز نماییم که ما را هرلحظه به آرامش، آسایش، صلح و دوستی نزدیک نماید. پس بنابراین بایستی شروع به پاکسازی کنیم؛ یعنی بایستی از ضد ارزش‌ها دوری‌کنیم و همواره به سمت ارزش‌ها حرکت نماییم. ما بایستی برای انجام این حرکت عظیم ناخالصی‌ها را از درون خودمان بیرون ریخته و درون خود را تبدیل به محیطی سالم و آماده برای کاشتن بذرهای نیکو  کنیم.

برای رسیدن به این مرحله تنها یک‌راه وجود دارد و آن‌هم تزکیه و پالایش است.

برای انجام فرایند تزکیه و پالایش در انسان، در این وادی 7 پله در نظر گرفته‌شده است که بایستی آن‌ها را به‌مرورزمان طی نماییم.

  • برگشت از ضد ارزش‌ها:

یعنی خروج از تاریکی‌ها و برای یک مصرف‌کننده مواد مخدر این موضوع مهم‌ترین چیزی است که می‌تواند شخص را به درمان قطعی برساند و در غیر این صورت کار، خیلی سخت و حتی غیرممکن است. پس بایستی نهایت تلاشمان را برای دوری از ضد ارزش‌ها به کاربندیم تا از عهده درمان برآییم.

  • خودداری:

زمانی که هدفی درست، روشن و واضح در نظر می‌گیریم بایستی نهایت سعی و تلاشمان را برای رسیدن به آن هدف بکار بندیم و از انجام اعمالی که ما را از رسیدن به هدفمان بازمی‌دارد خودداری کنیم.

  • قناعت:

ما بایستی همواره ارزش داشته‌هایمان را بدانیم و به آنچه داریم قانع باشیم؛ یعنی از امکاناتی که در اختیارداریم نهایت استفاده را ببریم.

  • صبر:

ما برای رسیدن به اهدافمان با در نظر گرفتن زمان لازم همراه با سعی و تلاش به موفقیت خواهیم رسید. برای خارج شدن از تاریکی و رسیدن به درمان بایستی صبر نیکو پیشه کنیم و در صبر خود بی‌صبری نکنیم چون پس از صبر نوبت پیروزی است.

  • تجسس، قضاوت، غیبت:

این‌ها مسائلی هستند که انرژی ما را می‌گیرند و نگاه ما را از هدف اصلی‌مان منحرف می‌کنند. درواقع باعث به وجود آمدن حس منفی در ما می‌شوند و هرکدام به‌نوبه خودشان سدی در مسیر حرکتمان ایجاد می‌نمایند و حتی ممکن است ما را از رسیدن به هدفمان و درمانمان بازدارند.

  • پس‌انداز:

دانه‌دانه است غله در انبار با توجه به اتفاقاتی که ممکن است هرلحظه در زندگی انسان پیش آید، برای ما با هر میزان درآمدی واجب و ضروری است که مبلغی را به‌عنوان پس‌انداز ذخیره کنیم تا در صورت لزوم بتوانیم استفاده و بهره مفیدی از آن ببریم؛ بنابراین، این موضوع یک مسئله بسیار مهم است و زمانی که در شرایطی سخت قرار گرفتیم، راه گشای مشکلاتمان خواهد بود و آنگاه ارزش و معجزه آن را حس می‌کنیم در ضمن ما بایستی بعد از درمان پایه‌های مالی زندگی‌مان را مستحکم نماییم.

  • توکل، رضا، تسلیم:

گاهی ممکن است برای رسیدن به یک موضوع با توجه به تلاش و کوششی که می‌کنیم، انجام آن مسئله از عهده ما خارج باشد. آنگاه بایستی لطف و رحمت قدرت مطلق را مدنظرمان قرار دهیم و به خداوند توکل نماییم.

زمانی که ما در مسیر صراط مستقیم حرکت می‌کنیم و سعی و تلاشمان را برای زندگی‌مان بکار می‌بندیم و ایمان راسخ داریم که پروردگارمان هرگز ما را فراموش نخواهد کرد، ازآنچه برایمان اتفاق می‌افتد احساس رضایت خواهیم داشت و زندگی‌مان توأم با خشنودی می‌باشد و آنگاه تسلیم قدرت مطلق خواهیم بود هرچند که این مرحله بسیار سخت است و بایستی شرایط لازم برای ورود به این مرحله را به وجود آوریم.

 

نگارنده مسافر منصور

وادی پنجم م و تاثیر ان روی من

جلسه دوازدهم از دور چهاردهم جلسات آموزشی و عمومی کنگره 60شعبه خمین با استادی مسافر: مجید سلامی و نگهبانی مسافر حشمت و دبیری:مسافر احمد با دستور جلسه وادی پنجم و تأثیر ان روی من رأس ساعت : 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که این فرصت برای من پیش امد تا در نمایندگی خمین بتوانم در این جایگاه خدمت کنم .

افتتاح شعبه‌ی جدید کنگره 60 نمایندگی خمین را به همه‌ی مسافران و هم‌سفران تبریک میگویم امیدوارم که رهایی‌های این شعبه مستدام داشته باشد.

انشا الله که بتوانیم در این شعبه جدید ضعف‌های خودمان را جبران کنیم.

 یک سری ضعف‌هایی و کم و کسری‌هایی در شعبه‌ی قبل وجود داشت و روی ان باید کارکنیم تا بتوانیم یک نمایندگی در حد استاندارد داشته باشیم .

در سال 94 تا امروز این شعبه حدود 20 نفر رهاشده داشته است بسیار خوب است یعنی:10درصد رشد.با برنامه‌ریزی دقیق در سددیم که کسانی که به رهایی می‌رسند خدمت بگیرند و در جایگاهای کمک راهنمایی و جایگاهای دیگر شعبه را یاری کنند.و باید طوری حرکت کنیم و آموزش دهیم انچنان که دیگر عزیزان ما را یاری کرده‌اند و رها شدیم حال خود باید در رهایی دیگران کوشا باشیم.که انشا الله سال دیگر شاهد رشد بیشتری باشیم.

 و از کسانی که در این مدت کوتاه کمک کردند تا این شعبه اماده باشد من به سهم خودم تشکر و قدرانی می کنم.

و اما درباره دستور جلسه وادی پنجم وتاثیر آن روی من

استاد با اشاره‌ای از چهار وادی گذشته صحبت‌های خود را این‌طور شروع کرد. که اگر ما وادی‌های گذشته را خوب بررسی کرده باشیم و تفکر لازم را انجام داده باشیم الآن به مرحله عمل رسیده‌ایم.

 مرحله عمل این است که سه مرحله کردار نیک، پندار نیک رفتار نیک را انجام دهیم و به هدف خود برسیم. برای رسیدن به این سه اصل گذراندن هفت پله الزامی است که با شروع پله اول پله‌های بعدی را نیز صعود خواهیم کرد.

 خودداری از ضد ارزش‌ها اولین پله برای بالا رفتن ما، یعنی گذشتن ازتاریکیها و رسیدن به روشنایی‌ها؛ با حرکت به سمت جلو ضد ارزش‌ها را شناخته و تلاش می‌کنیم برای رسیدن به ارزش‌های واقعی...شناختن خویش در سفر دوم با آگاهی و استفاده از سی دی‌ها و حضور مرتب درکنگره ما را در دور کردن از ضد ارزش‌ها به نتیجه‌ی مطلوب می‌رساند..
خودداری، پله دوم برای بالا رفتن است. اگر هر انسانی جلوی هر کاری که انجام می‌دهد یا می‌خواهد انجام دهد کلمه‌ی (که چی) را بگذارد تا حدودی مسائل برایش حل می‌شود. مثلاً اینکه: که چی من غیبت کنم .....و با آموزش و آرامش مسئله حل می‌شود. خیلی وقت‌ها طول می‌کشد تا غیبت کردن را ترک کنیم و یا اینکه یک مصرف‌کننده از رفتن به جایی که نمی‌داند برایش خوب یا بد است خودداری کند اما با آموزش و تلاش‌های کنگره ، هرچند سخت ولی امکان‌پذیر است.
قناعت پله بعدی ما برای صعود هست. نداشتن چشم و هم‌چشمی در داشته‌های دیگران و صبر و تحمل ما در نداشته ها ، با داشتن امید و آرامش به آینده کاملاً حل‌شدنی است.

 نکته بعدی صبر، با صبر کردن در طول مصرف مسافرمان، فرصت خوبی هم به خود و هم به او می‌دهیم،  مثل: صبوری در کاشتن گندم و انتظار کشیدن برای وقت برداشت...وکیل قرار دادن خداوند در تمام کارها و مسائل زندگی‌مان و توکل به او در حل مشکلاتمان مسیر و راه مشخصی را برای ما تعیین می‌کند . و با رضایت خداوند می‌توانیم تفکر کنیم روی ساختارهای زندگی‌مان؛ و در برابر رضای خداوند تسلیم شویم.

و در پایان گل رهایی داخل شعبه برای پنج نفر از مسافران شعبه که هفته قبل از بند اعتیاد توسط جناب مهندس دزاکام رها شده بودند از دست اقای مجید سلامی دریافت کردند.

 

نگارنده مسافر منصور

وادی پنجم م و تاثیر ان روی من

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه گذشته ششم جلسه از دوره پنجاه و ششم سری کارگاه‌های آموزش جهان‌بینی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران سفر دوم با دستور جلسه  وادی پنجم و تأثیر آن روی من به نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری مسافر علیرضا در تاریخ چهارشنبه 94/10/16 رأس ساعت 13:30 آغاز به کار نمود.

امیدوارم حال همه شما خوب باشد، بحمداله حال من هم خوب است.

در سال 2015 تعداد رهائی ها 2871 نفر داشتیم،  در سال 2014 تعداد رهائی ها 2224 نفر ، حدود 647 نفر تعداد رهائی های ما رشد داشته است، مبارک باشد.

دستور جلسه ما وادی پنجم است، در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می نماید.

تا موقعی که هر تفکر و اندیشه ای به مرحله عمل نرسد، خودش را نشان نمی دهد، شما نقشه یک ساختمان را می کشید و روی کاغذ طراحی می کنید، نقشه بهترین نقشه ساختمان است، ولی تا موقعیکه نقشه ساختمان به مرحله اجراء در نیاید خودش را نشان نمی دهد، نمود ندارد، ارزشی ندارد، ارزش آن فقط روی کاغذ است، همه چیز عالی است، ولی کسی نمی تواند در آن سکونت کند، مثل قصه می ماند، مگر اینکه به مرحله اجرا در آید، البته در صورتیکه تفکر درست باشد.

تفکر قدرت مطلق حل نیست، توام با رفتن و ساختن ساختمان کامل می شود. باید تفکر و اندیشه به مرحله عمل برسد. اگر نرسد ما به آن نتیجه نمی رسیم. مثل این می ماند که یک نفر داشت هیزم می شکست، آنزمان هیزم شکن وقتی هیزم را می شکست و تبر را پائین می آوردند، همزمان با پائین آمدن تبر، تمام هوای داخل ریه ها تخلیه می شد و با آن ضربه هیزم ها خرد می شد و یک صدای هِن می کرد، شخصی هیزم ها را خورد می کند و می فروشد و پولش را می گیرد، بعد یکنفر به او می گوید حالا سهم من را هم بده، می گوید چه سهمی؟ می گوید موقعی که تو هیزم ها را می شکستی، من هن (تخلیه هوا) را می گفتم. خلاصه به مشکل می خورند و در نهایت نزد قاضی می روند و موضوع را توضیح می دهند. قاضی که فهیم و فهمیده بود، می گوید راست می گوید باید سهم این را بدهی، چقدر فروختی؟ همه سکه ها را می گیرد و بعد به اندازه سهم شخص سکه ها را می ریخت و همینطور که صدای سکه ها می آمد، می گفت بیا این هم سهم تو. تو فقط هِن گفتی ، دستمزد تو هم فقط صدای سکه هاست.

کسانی که وادی ها را میخوانند و به آن عمل نمی کنند، مثل همین فرد هستند. موقعی شما وارد عمل می شوید که تمام وادی ها را اجراء کنید. موقعی شما وارد در دینی هستید که وقتی دین می گوید فساد نکنید، نکنید، مشروبات نخورید،نخورید. حق را زیر پا لگدمال نکن، نکنید. دروغ نگو، نگویید.

من در بعضی سی دی ها گفتم که ما یک چیز عملی داریم، یک چیز نظری. مثلاً دین عملی ، دین نظری. کنگره عملی، کنگره نظری. ما خیلی از بچه ها را داشتیم که وادی ها را می دانستند و حفظ می کردند و در آخر برگشت خوردند. نکات برجسته وادی ها را می نوشتند و حفظ بودند و جملات را جمع آوری کرده بودند ، ولی خوب عمل نمی کردند. ما چهار وادی را کار می کنیم که به ما یاد می دهد که چطور فکر کنیم.

درست است که نقشه ساختمانی که ما می کشیم، باید به مرحله عمل برسد، ولی قبل از عمل هم مهم است. باید آن نقشه را بگیرید و بعد موقعی کار مفید واقع می شود که به پایان برسد.

شما می خواهید از چاه آب بکشید، طول چاه 100 متر است، طناب و دلو را داخل چاه می اندازید، اگر طناب شما یک متر، یک سانت کوچکتر باشد، شما به آب نمی رسید. پس چرخ چاه، دلو و کسی که از چاه آب می آورد، به شرط این است که دلو داخل آب غوطه ور شود و پر از آب شود. ولی لازمه در آوردن آب ، چرخ چاه، کندن چاه و طناب است. لازمه همه چیز تفکر است.

یکی از موفقیتهای ما در کنگره 60بخاطر این است که یک سیستم و روشی را استفاده می کنیم که عملیاتی انجام دادن جزو کار ماست. گرفتن دارو ، کاهش و تیپرینگ باعث ایجاد قدرت و انرژی می شود.

بنابراین تمام کارهای ما در کنگره باید به مرحله عمل برسد. اینجا دیگر شوخی نیست. مسئله مواد مخدر و درمان آن یکی از پیچیده ترین و بغرنج ترین مشکلات بشر جوامع امروزی است و یکی از مسائل لاینحل مشکلات تمام جوامع مسئله اعتیاد و مواد مخدر است و واقعاً هم لاینحل است. یعنی شما از آنطرف خروجی ندارید. کجا خروجی دارد؟ شخص یک مقداری عمل می کند، دوباره بازگشت می کند.

بنابراین این مسئله پیچیده را با حرف خالی نمی شود حل کرد. وادی پنجم ما را به مرحله لازم هدایت می کند، وقتی بخواهیم فکر کنیم، یک موضوع فکر کردن است، و دیگری موضوعی که ما درمورد آن فکر می کنیم.

تفکر کردن مثل تیراندازی می ماند، که شما باید تمام قدرت و انرژی و توانتان را در یک نقطه درنظر بگیرید، رها شدن تیر بخاطر این است که با تمام انرژی از یک نقطه حرکت می کند و به هدف می خورد. پس باید تمام انرژی را روی یک هدف قرار دهیم. برای تفکر کردن باید فکر کنیم که راه حل پیدا کنیم.

انسان زمانی که می خواهد راه حل پیدا کند، فکر می کند و برای پیدا کردن راه حل باید تمام انرژی خودش را روی آن موضوع بگذارد.

شاید باورتان نشود، من روی یک موضوع و یک کلمه 10 سال ، 20 سال یا 30 سال فکر می کنم. مثلاً کلمه روح که یعنی چه؟ وقتی می خواهیم فکر کنیم، باید متمرکز باشیم روی موضوع و وقتی متمرکز بشوید حتماً راه حل پیدا می کنید. وقتی روی یک مسئله ریاضی فکر می کنید، می خواهید راه حل آن را پیدا کنید، وقتی می خواهید یک سد بسازید، باید مطالعات انجام دهید که چگونه باید بسازید. شاید زمان های طولانی بگذرد که شما روی یک موضوع فکر کنید.

من یک دعوای حقوقی داشتم ، نزد وکیل رفتم، وکیل گفت از هفته دیگر شروع می کنیم. گفتم نه ؟ باید از الآن شروع کنیم به مدارک جمع کردن و قرار ما باشد برای 6 ماه دیگر. من باید 6 ماه تمام مدارک وشواهد را جمع آوری کنم تا بعد از اینکه نزد قاضی رفتیم، کاملاً پیروز شویم و شکست نخوریم.

پس در مورد تفکر یک موضوع خاص مد نظر ما است (تفکر می کنیم که حقوق من جوابگوی زندگی من نیست، باید چه کار کنم؟) ممکن است که شما 10 ساعت کار کنید و یک ساعت فکر کنید. ممکن است برای یک موضوع 6 ماه فکر کنید و یک جلسه پنج دقیقه ای در مورد آن صحبت کنید.

هر کاری که ما می خواهیم انجام دهید، حتی مسائل پیش پا افتاده بایستی روی آن خوب فکر کنید. حتی کارهای ساده را باید با تفکر انجام داد.

خیلی ها هستند که همیشه بنزین ماشینشان تمام می شود، بعضی ها مشکلشان این است که همیشه دیر می رسند، اینها مسائلی هستند که راجع به آن فکر نشده است. ولی اگر یک انسان فکور باشد که فکر کند، وقتی بنزین ماشینش به یک چهارم رسید، بنزین می زند.

بعضی ها مشکلشان این است که شارژ موبایلشان همیشه تمام می شود، یعنی نمی توانند برنامه ریزی کنند که شارژ موبایلشان موقع کارهای مهم تمام نشود. من الآن چندین سال است که موبایل دارم، اصلاً پیش نیامده است که شارژ موبایلم تمام شود. الآن هم نزدیک به 80درصد شارژ دارد، چون هر روز که به محل کارم می آیم، در یک ساعت خاصی موبایلم را به شارژ می زنم.

حالا ما نمی خواهیم که در مورد کارهای خیلی بزرگ فکر کنیم، به همین مسائل ساده باید فکر کرد، مثل تمام شدن شارژ موبایل، مثل قطع شدن تلفن بدلیل بدهی.

پس تفکر کردن و موضوعات همه مهم است، موضوع موبایل، چه چیزِ موبایل: شارژ موبایل.

موضوع ماشین، چه چیزِ ماشین: بنزین ماشین.

باید به موضوعات پیش پا افتاده رسیدگی کنیم.

موضوع بعدی طریقه اجراء است.

موضوع : موبایل ـ چه چیزِ موبایل : شارژ ـ  طریقه اجراء : در چه ساعتی باید هر روز شارژ کنم. موبایل را هر روز باید در شارژ بگذارید.

الآن که امتحان را گرفته ایم، بین بعضی شعب تفاوت فاحشی است. بین راهنماها تفاوت فاحشی است. در ورقه بعضی شعبه ها ابتدائی ترین مسائل را بلد نبودند. انگار اصلاً سواد ندارند. اسامی یک لژیون و افراد خیلی قوی است، یک لژیون ضعیف . اینجا خودشان را نشان می دهند، باید روی این قضیه فکر شود.

چون اگر ما در همین قسمت کنگره 60، آموزش و تفکر و برنامه نباشد، مثل گروههای دیگر می شود. وجود این مسائل و آموزشها ما را به اینجا رسانده است.

بعضی از شاگردانی که به رهائی می رسند، کتابچه ای دارند که تمام وادی ها و سی دی ها را می نویسند و اینها بالاترین راندمان را دارند.

گروه خانواده هم بایستی این موضوع را لحاظ کنند، راهنمایان خانواده ها هم باید در جلسات چهارشنبه حضور داشته باشند و حتماً باید از سی دی استفاده کنند. البته بعضی از گروههای خانواده می گویند، همسر ما سی دی را گرفته است، بسیار خوب، ولی کار کردن آن چی؟

موضوع ، فکر کردن، پیدا کردن راه حل برای آن موضوع.

مسئله دیگر اینکه؛

در نوشتارهای کنگره نوشته شده است که استاد 5 دقیقه می تواند صحبت کند، پس بنابراین کلیه اساتید که برای جلسات انتخاب می شوند، می توانند 5 دقیقه صحبت کنند، حتی ایجنت ها.

اسم آن شخص استاد است، استاد گرداننده جلسه است، وقت مشارکت می دهد، پس جلسه را تمام اعضاء تدریس می کنند یا تجربیات خود را می گویند. بنابراین اینطور نیست که هرکس در هر جلسه ای نیم ساعت صحبت کند. اجازه ندارد. استاد فقط 5 دقیقه می تواند صحبت کند.

اگر من صحبت می کنم، بخاطر اینکه سیاست کنگره و وضعیت کنگره را بیان می کنم . یا آقای سلامی ، آقای امین که استاد جهان بینی کنگره هستند می توانند بیشتر صحبت کنند.

اساتید وقتی می خواهند مشارکت کنند، سعی کنید که مشارکت را به سفر اولی ها بدهید، تا آنها استفاده کنند. استاد را بر مبنای حق انتخاب کنید. حق نه قومیت می شناسد، نه فامیلی می شناسد، نه خانواده می شناسد، هیچ چیز را نمی شناسد، همه با هم برابر هستند. سعی کنید موقعی که نگهبان جلسه هستید، از افراد دیگر استفاده کنید، از لژیون خودتان ایرادی ندارد یک یا دو نفر ، ولی سعی کنید از بچه های دیگر هم استفاده کنید.

مسئله دیگر اینکه؛

در امتحان کمک راهنماها مسئله سیگار جنبه جدی پیدا می کند، یعنی آنهائی که تازه خودشان را به لژیون سیگار اعلام کرده اند، ممکن است قبول هم شوند و ما آنها را اعلام نکنیم یا مثلاً یک کمک راهنمائی سیگار بکشد و بگوید که من سیگار نمی کشم. این فاجعه است، چون اگر متوجه بشویم، تا 5 سال دیگر هم او را قبول نمی کنیم. شخصی که راهنما است و دروغ می گوید، فاجعه است.

مسئله دیگر اینکه؛

ما در هیچ شعبه ای، اتاقی به اسم اتاق سیگار و مکان سیگار نداریم. قدیم این کار را انجام دادیم و دیدیم که مشکل ایجاد می شود. بصورت پاتوق در آمد و همه سفر اولی بودند و مرکز خیلی از معاملات و رد و بدل کردن شربت شد.

در شعبه هم ممنوع نکنید، چون در غیر اینصورت به کوچه می روند و باعث ایجاد مزاحمت همسایه ها می شوند.

و اینکه؛

از امروز راهنمایانی که سیگار می کشند، چه در صور آشکار و چه در صور پنهان، از پذیرفتن شاگرد خودداری کنند. الآن لژیونشان را نمی بندم، خودشان داوطلبانه شاگرد نپذیرند. تصور نکنید که هیچ کس نمی فهمد، بچه های کنگره در اطلاع رسانی این موارد خیلی ماهر هستند (در حوزه مصرف سیگار و مواد)

بنابراین خودشان شاگرد نگیرند، شاید دو ماه دیگر بگویم که لژیونشان را تحویل بدهند. چون اگر خدائی نکرده راهنمائی سیگار بکشد و بگوید که نمی کشم و وقتی شاگردانش بدانند، خیلی فاجعه است.

سیگار هم چیزی است که به راحتی بوی آن را نمی شود پنهان کرد. بوی هروئین را می شود، ولی بوی سیگار را نمی شود. اگر خواستید بوی سیگار را پنهان کنید باید تمام لباسهایتان را بشوئید و حمام کنید و بهترین شامپو را بزنید تا برطرف شود. افراد سیگاری خودشان متوجه نمی شوند. من خودم وقتی سیگار را کنار گذاشتم، دیدم افرادی که سیگار می کشند، از نیم متری که رد می شوند، بوی سیگار می دهند.

دیروز هم گفتم که یک قلیان مساوی است با 100 نخ سیگار . یک پیپ مساوی است با 20 نخ سیگار .

مسئله دیگر؛

ما در قسمت پارک طالقانی و ورزشی 2000 نفر هستیم، ما بعضی از مسائل را نمی توانیم بین خودمان داشته باشیم. نمی توانیم درگیری بین دو بازیکن داشتیم باشیم یا دو لژیون دعوا بر سر جا داشته باشیم. تنبیه برای همه ، تشویق برای یک نفر.

دو نفر از دو لژیون به مشکل خوردند، گفتم که راهنما و رهجویانشان اصلاً به پارک طالقانی نیایند. یعنی ما باید شدیدترین موضع را بگیریم، که فرد وقتی مشکلی ایجاد می کند، بداند که این مشکل گریبان راهنما و لژیونش را می گیرد. ممکن است در یک بازی داور اشتباه کند. جام جهانی که نیست. چیز مهمی نیست ، یعنی اینقدر مهم نیست که این اتفاقات بیافتد. داورهای جهانی ممکن است اشتباه کنند. الآنه حدود 80 تیم فوتبال و 50 تیم والیبال داریم و در پارک طالقانی بهترین نزاکت و ادب برقرار است. گاهی اوقات هر 6 ماهی ممکن است بین دو نفر اصطحکاکی بوجود بیاید. شما در پارک های دیگر بروید، بین 200 نفر تا شب 50 بار دعوا می شود.

در پارک طالقانی می توانید، از محل ورودی پارک آب و آتش استفاده کنید، خیلی خلوت است، پارکینگ دارد، ماشین را آنجا پارک کنید و از روی پل به داخل پارک طالقانی بیایید.

همچنین؛

از گروه خانواده هم می خواهیم که برای رهائی شاگردانشان تشریف بیاورند و حتماً در مورد سی دی ها برنامه ریزی کنید. یک سی دی هفته داریم و یک سی دی هم برای کاربردهای دیگر داریم که بایستی تهیه شود و استفاده کنید.

قابل توجه ایجنت ها و تمام شعب؛

برای تمام شعب ، اسیستانت تعیین شده،  ایجنت ها توجه کنند که بایستی به تمام اسیستانت ها احترام لازم گذاشته شود، کمال همکاری انجام شود، ایجنت ها در کار اسیستانت ها دخالت نکنند. اگر مشکلی دارند با شما مطرح می کنند و شما با درایت مشکل را بررسی و حل می کنید.

 

منبع: کنگره 60

نگارنده: مسافر احمدشریفیان

عکاس: سیروس

نقش آموزش در رهایی و تجربه من

جلسه چهاردهم از دور چهاردهم جلسات آموزشی و خصوصی کنگره 60 خمین ویژه مسافران با استادی مسافر :نقی و نگهبانی مسافر روح‌الله و دبیری مسافر اسدالله با دستور جلسه نقش آموزش در رهایی و تجربه من رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود .

خلاصه سخنان استاد

 

ما در کنگره با مثلثی آشنا شدیم که مثلث درمان نام دارد و اضلاع آن عبارت‌اند از جسم، روان ،و جهان‌بینی.

انسان از طریق کسب تجربه و آموزش به تکامل و به سوی هدفش حرکت می‌کند .و این جز با آموزش و تجربه امکان‌پذیر نیست .

تنها مسئله‌ای روی تفکر و عقاید اشخاص تأثیر می‌گذارد نوع آموزش می‌باشد که تا چه اندازه‌ای آموزش‌دیده است

برای انسان دو راه در نظر گرفته شد  .تاریکی‌ها و روشنی‌ها.

ازآنجاکه انسان به دلیل جاری بودنش قوه اختیار داده شد تا آنچه نمی‌داند را با کسب آموزش و تجربه برای خود به انجام برساند .

تا آنچه مسئولیت را خداوند بر انسان قرار داده ،در برابرش مسئول باشد.

در اختراعات روزمره برای یک مخترع هزینه‌های خاص خودش را دارد .ولی در کنگره همه چیز رایگان می‌باشد .

ما خودمان را در کنگره مدیون می‌دانیم ، و این دین باعث می‌شود که بهتر آموزش بگیریم .و این آموزش دوطرفه است .

شخص آموزش‌دهنده خود نیز آموزش می‌بیند و آموزش در کنگره متفاوت است با کارگاه آموزشی ،لژیون‌ها  ،تجربه دیگران ،کتاب و جزوات،سی دیها و وادی‌ها منابع آموزش کنگره هستند .

ولی برای رفتن به تاریکی‌ها نیازی به آموزش نیست . و برعکس برای خروج از آن سخت به آموزش نیازمندیم .و اگر درست آموزش ببینیم می‌توانیم معنی خدمت را هم بدانیم و از آن در مسیر حرکتمان به  طرف ارزش‌ها و دوری از ضد ارزش‌ها به بهترین شکل ممکن بهره ببریم .

نگارنده مسافر منصور

رهایی

رهایی این عزیزان را به خانواده کنگره 60 و بنیان کنگره و راهنمایان عزیز و همچنین به خودشان و خانواده محتنرمشان و اعضای کنگره 60 نمایندگی خمین تبریک می گوییم.

 

اقای: علیرضا _ نام راهنما : احسان _ آنتی ایکس : تریاک _ مدت سفر: 11ماه _ داروی درمان : OT _ نمایندگی: خمین.

 آقای: محمد _ نام راهنما : احسان _ آنتی ایکس : شیره و تریاک _ مدت سفر: 10ماه و 20روز _ داروی درمان : OT _ نمایندگی: خمین.

آقای: محمد _ نام راهنما : احسان _ آنتی ایکس : هروئین _ مدت سفر: 12ماه _ داروی درمان : OT _ نمایندگی: خمین.

آقای: مسعود _ نام راهنما : حسین _ آنتی ایکس : تریاک _ مدت سفر: 11ماه و 8روز _ داروی درمان : OT _ نمایندگی: خمین.

آقای: محمد _ نام راهنما : حسین _ آنتی ایکس : تریاک _ مدت سفر: 11ماه و 8روز _ داروی درمان : OT _ نمایندگی: خمین.

اقای: محمود _ نام راهنما : حسین _ آنتی ایکس : شیره و تریاک _ مدت سفر: 11ماه و 20روز _ داروی درمان : OT _ نمایندگی: خمین.


نگارنده مسافر منصور

اشعار سروده در باب کنگره60

اشعار  سروده شده توسط مسافر مسعود در باب کنگره در شعبه آکادمی در روز رهایی

گویمت امروز ،حدیث کنگره                                                 فاش بینی ،تو اسرار کنگره

کنگره یعنی که ،صلح یعنی صفا                                          نه خبر ازکبر هست، نه از جفا

کنگره یعنی ،ازل یعنی ابد                                                 رفتن از اول به آخر با احد

کنگره یعنی که،بی پروا شدن                                            میهمان حضرت والا شدن

کنگره یعنی ،سفر سوی خد ا                                           مهر امضا برات ،حلقها    

کنگره یعنی یقین اندر یقین                                               دیدن دنیا ،با جهان بینی امین

کنگره یعنی دری اندر صدف                                              دیدن دنیا همیشه با هدف

کنگره یعنی که دریا ،یعنی که آب                                          پاک باشی، اما نه در سراب

کنگره رفتن نه کار راحتیست                                           اذن حق می خواهد و دل همچو شیر

کنگره یعنی که انسان تر شوی                                       چا رقت روی خود تو بر کنی

کنگره یعنی هدف یعنی خدا                                           هست اوصاف حق با رهنما

کنگره یعنی خود را نشمری                                            هیچ در خدمت و ما و منی

کنگره یعنی ظرفیت ،یعنی که نور                                      همچو آب سرد باشی  در تنور

کنگره یعنی که با حق یکی شوی                                    داد منصور و انا الحق هی زنی

کنگره یعنی حسین ،یعنی دژا                                         چنگ زن در دامن این والاولا. 

 

نگارنده مسافر منصور